أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

172

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

غازى نام كه مسمّايى بود از معنى اسم بىبهره و كام ، به ضرب تيغ عساكر غزا سرانجام از پاى درافتاد و موسى بيك نيز از زير [ 216 ] دستان امراى الوند پا در معركهء هلاك نهاد و روزگار زبان به صادقهء « قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى » « 1 » بر سبيل تهكّم بر مقتضاى حالش بگشاد . و قرچغاى محمد كه بر اوج دولت دشمن باز بلندپرواز بود ، مرغ روح را از قفس بدن رهايى داد . الوند مخذول از بيم جان عازم حدود آذربايجان شد و تهنيت اين فتح عظيم الشأن به اوج فلك و ذروهء آسمان رسيد . غازيان عظام و امراى لشكر فلك‌احتشام از جنگ‌جويى بازپرداختند و سر رفعت به آيين مبارك بالا از پابوس حضرت شاه دين‌پناه به اوج مهر و ماه افراختند « 2 » . رباعيّه اى شاه بلنداختر با دانش و رأى * چون مهر فلك ماه رخت نورفزاى در كشور دين و داد باد از خداى * هر فتح تو بر فتح دگر راهنماى خسرو پاك‌اعتقاد از معسكر غزو و جهاد به مستقرّ دين و داد مراجعت فرمود و در سراپردهء دولت كه سايبان حشمت ابدية الامتداد بود و به سعى فرّاشان شمال‌وش نسيم نشان سر بر فلك مىسود نزول نمود . اركان ملك و ملّت جهات و متعلقّات مخالفان را به نظر فرخنده‌اثر همايون درآوردند و شتران كوه‌پيكر و اسبان فلك‌رنگ بديع‌منظر را با احمال نقره و زينهاى طلا نزد حضرت اعلى جلوه‌گر ساختند . آن مقدار مغانم و غنايم از نقود و رخوت و بهايم به دست نهب غازيان درآمد كه متصرّفات ايشان از حضيض غبراء [ 217 ] به اوج قبّهء خضراء برآمد . پرتو قبول خاطر كيمياشمول بر هيچ‌يك از آنها نتافت و نسخهء امل هيچ‌كدام از آنها به رقم خازنان سركار پادشاهى قبض وصول نيافت . همهء آنها را نثار روزگار غازيان جان‌سپار كرد و اصلا چيزى را كه اسم شيئى بر آن اطلاق توان كرد در حيطهء تملّك و قبضهء تصرّف درنياورد . و آن روز همانجا توقّف نموده روز ديگر لشكر واجب الاعزاز به عزيمت خطّهء تبريز در حركت و اهتزار آمد و از صحارى شرور به جانب نخجوان مراجعت فرموده در آنجا توفيقى نرفت و از

--> ( 1 ) . طه ( 20 ) ، آيهء 36 . « اى موسى هرچه خواستى به تو داده شد » . ( 2 ) . نسخه : افراخت .